٢٢ تیر تولد یک دختر کوچولو بود که تو صورتش فقط چشمای درشت و قهوه ای رنگش معلوم بود.
اون من بودم . همون دختر کوچولویی که آرزو می کرد کاش زودتر بزرگ بشه تا یک انسان آزاد باشه آزاده آزاد, اما حالا که 24 سالش شده میدونه که در این کشور, با این خانواده هایی که با فکر مسموم به وجود اومدن, با این دانشجوهایی که در دانشگاه یاد می گیرند ازدواج دوم ثواب است و کشتن زن عاشق حلال با این جامعه ای که از ترس عشق و در آغوش کشیدن باید دختران بمیرند تا ننگی نباشد بر خانواده های با آبروی سجاده آب کشیده یشان, چیزی به نام آزادی وجود ندارد و ای کاش آوا هرگز بزرگ نمی شد.

|
با خیلی از زنها می توان خوابید ولی تعداد کمی از زنها هستند که می توان با آنها بیدار ماند.
برتراند راسل
|

تمام حرفام در تصویر زیر هست چیز دیگه ای ندارم بگم....
شما بگید!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چه احساسی بهتون دست می ده وقتی به کار نگاه می کنید؟چی می بینید ؟چی احساس می کنید؟
به نظرم کار فوق العاده قوی و پر از درد و غمی اومد. جوری که تونستم غم و دردشو احساس کنم.

فوویسم(ددگری)
عنصر رنگ در اثار نقاشان پیشگام قرن بیستم بویی فردی و شخصی گرفت. این نقاشان خواستهای درونی خود را به انعکاس واقعیت بیرونی ترجیح دادند. انها با استفاده پرشور غیرواقعی و زمخت از رنگ تابلوهایی کشیدند و اثارشان را در سال ۱۹۰۵ در سالن پاییز پاریس به نمایش گذاشتند . یکی از منتقدان معروف فرانسوی (لویی وکسل) پس از مشاهده این اثار به ایشان لقب فو(fauves) داد . این واژه فرانسوی به معنای "دد" یا "جانور وحشی" است. این لقب به واسطه برخورد زمخت و جسورانه با رنگ بر ایشان نهاده شد. بعدها با نام فوویسم یا ددگری برای این شیوه از نقاشی ثبت شد و رفته رفته از ان به عنوان یک سبک نقاشی یاد شد.
از مهم ترین دستاورد فوویستها استقلال رنگ و فرم در اثارشان بود.
از هنرمندان این سبک: هانری ماتیس"سردمدار این سبک", وان دونگن, مارکه, دوفی, ولامینک, درن, روئو و ...قابل ذکر می باشند.
هدفهای ماتیس و دوستانش را می توان چنین خلاصه کرد:
تصویر, یک "فضای معنوی" است; از هر گونه سه بعدنمایی باید دوری جست; شکلهای طبیعی باید از نظم معنوی تصویر پیروی کنند; نور باید به واسطه رنگ بیان شود گستره تصویر باید با قطعات رنگی صریح مفصلبندی شود زیرا به مدد رنگهای صریح و خالص است که " حداکثر بیان" به دست می اید. به زبان نقاشی "بیان" و "ارامش" مفاهیمی مترادف اند چرا که به قول ماتیس"بیان در روش تفکر من عبارت از بازتاب انفعالات باز تابنده بر یک چهره و یا اشکار شده توسط حرکات و اشارات شدید نیست. کل ارایش تابلوی من بیانگر است... ترکیب بندی یعنی هنر ارایش عناصر مختلفی که نقاش برای بیان احساسهایش در اختیار دارد... یک اثر هنری به هماهنگی کل نایل میشود".
اوج فعالیت فووها از ۱۹۰۴ تا ۱۹۰۷ بود پس از ان هر یک به راهی رفتند و گروه از هم پاشیده شد تعدادی از اعضای گروه جذب سبک اکسپرسیونیسم شدند و گروهی در سال ۱۹۰۸ به کوبیستها پیوستند.
اهل دانشگاهم رشته ام علافیست جیبهایم خالی ست پدری دارم حسرتش یک شب خواب! دوستانی همه از دم ناباب و خدایی که مرا کرده جواب. اهل دانشگاهم قبلهام استاد است جانمازم نمره! خوب میفهمم سهم آینده من بیکاریست من نمیدانم که چرا میگویند مرد تاجر خوب است و مهندس بیکار وچرا در وسط سفره ما مدرک نیست!
((چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید)) باید از آدم دانا ترسید! باید از قیمت دانش نالید! وبه آنها فهماند که من اینجا فهم را فهمیدم
